-
خدانگهدار
16 - بهمنماه - 1387 11:28
سلام مجدد به همراهان البته کمن کسایی که روزی بشه و به من سر بزنن میخوام برم در گمنامی شایدم الان همه منو میشناسن میخوام اینبار با یه همراه همیشگی همراهی کنم اینبار گمنام میمانم تا همیشه
-
شهید قلم سید مرتضی آوینی
12 - بهمنماه - 1387 14:52
جاذبه خاک به ماندن میخواند و آن عهد باطنی به رفتن ... عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن و این هر دو را خدا آفریده است تا وجود انسات در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود
-
روز سرد
11 - بهمنماه - 1387 10:31
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد....
-
مصدرهای به درد بخور زندگی یک روح
11 - بهمنماه - 1387 10:26
اندیشیدن، خواندن، نوشتن، پرستیدن، ارادت ورزیدن، عصیان کردن، تنها بودن، رنج کشیدن، ایثار کردن، قربانی کردن، گریختن، صبر کردن، خیالات فرمودن (اصطلاح ناصرالدین شاه)، به استقبال آمدن (برخلاف به بدرقه رفتن)، درستی مطلق بودن و دروغ های شیرین یا سودمند گفتن (ملامتیه)، صلح کل بودن و جنگ زرگری کردن، همه را هیچ انگاشتن و همه را...
-
روزی مردی....
10 - بهمنماه - 1387 17:32
روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند. مرد از فرشتهای پرسید، شما چکار میکنید؟! فرشته در حالی که داشت نامهای را باز...
-
یا ابالفضل العباس
13 - دیماه - 1387 16:57
این طرح را برادر هنرمندم زده اسم طرحشم قمر بنی هاشمه
-
نامه شهید علم الهدی به خواهرش
13 - دیماه - 1387 16:30
راستش برادرم قصد داشت یه نامه برام بنویسه و تمام حرفاشو توش برام بنویسه شبیه اون نامه ای که یواشکی تو ساک مکم گذاشتو تو مدینه با کلی حس و حال خوندم یه نامه پر از احساس اینقدر گریه کرده بود که نامه خیس شده بود دیگه خودتون ببینید من چه حالی داشتم داداشی بهم گفت بهتر دیدم نامه شهید علم الهدی را بهت بدم اون زیباتر نوشته و...
-
السلام علیک یا حسین ابن علی(ع)
8 - دیماه - 1387 19:43
آقاجون نمیدونم چقدر از پارسال تا حالا به قولام وفا کردم تو خودت که بهتر میدونی من چی بگم آقا جون امسال یکی به زندگیم اضافه شده که دعا میکنم باهاش سریعتر قدم ها رو برداریم
-
خدا
30 - آذرماه - 1387 14:54
مشیت ورحمت خداوند برای انسان هر چه باشد یقینا بدون همکاری خود شخص نمی تواند جامه عمل بپو شد . «استلا تریل مان » یک استادی با شاگردش در صحرا راه می رفتند .استاد به شاگردش می گفت که بایدهمیشه به خداونداعتمادکند چون او از همه چیز آ گاه هست .شب فرا رسید و آنها تصمیم گرفتند که اطراق کنند .استاد خیمه را برپا کرد وشاگردش را...
-
جایگاهم در بهشت؟؟؟؟
25 - آذرماه - 1387 09:51
حضرت موسی هنگامی که برای مناجات با خدا به طور می رفت ،در راه عابدی را در دیرش مشغول عبادت دید، آن حضرت نزد او نشست و پرسید: چند سال لست در این دیر عبادت می کنی ؟عابد گفت هفتاد سال! چون وقت ناهار شد، عابد سفره اش را پهن کرد و شروع به خوردن غذای خود کرد ،بی آن که چیزی از آن به موسی تعارف کند! مدتی بعد موسی برخاست تا به...
-
آخرین دست نوشته شهید چمران
24 - آذرماه - 1387 21:22
بسم الله الرحمن الرحیم من اعتقاد دارم که خداى بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجى که در راه خدا تحمل کرده است پاداش مىدهد، و ارزش هر انسانى به اندازه درد و رنجى است که در این راه تحمل کرده است، و مىبینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگى خود گرفتار بلا و رنج و درد شدهاند. على(علیه السلام) بزرگ را بنگرید که خداى درد...
-
وجود خدا از نگاه....
21 - آذرماه - 1387 14:11
مردی واسه اصلاح سر و صورتش رفت آرایشگاه مرد و آرایشگر با هم شروع به حرف زدن کردن اونا درمورد موضوع ها و مطالب مختلف صحبت کردن وقتی به موضوع ((خدا)) رسید آرایشگر گفت: من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشه مشتری پرسید: چرا باور نمیکنی؟ آرایشگر جواب داد: کافیه به خیابون بری تا ببینی چرا خدا وجود نداره به من بگو اگه خدا وجود...
-
عرفه
18 - آذرماه - 1387 19:40
امروز عرفه بود دلم نمیخواست تو دانشگاه بمونم میترسیدم دعا تا شروع کلاس آخرم طول بکشه و هوس رفتن به کلاس به سرم بزنه و از دعا بمونم به هر حال بیخیال کلاسم شدم و رفتم امامزاده خیلی خوب بود ولی میخوام از دعا بگم دعایی که امام حسین از زبان خودش گفته اونم اینجوری ولی ما با این همه بار گناه واقعا چی باید بگیم امیدوارم یه...
-
شریعتی....
10 - آذرماه - 1387 19:30
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی
-
پسر ....و دختر....
9 - آذرماه - 1387 20:18
پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت.دختر هابیل جوابش کرد و گفت: نه هرگز همسری ام را سزاوار نیستی تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.تو همانی که بر کشتی سوار نشدی خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را.به پدرت پشت کردی به پیمان و پیامبرش نیز. غرورت غرقت کرد.دیدی که نه شنا به کارت آمد و نه بلندی کوهها! پسر نوح گفت:اما آن که...
-
شهید عشق
28 - آبانماه - 1387 20:25
چه زیباست توکل به خدا کردن و در میان طوفانها با اطمینان قلب پرواز نمودن و در عمق گردابهای خطرناک عاشقانه غوطه خوردن ودر معرکه حیات و ممات بی پروا به آغوش شهادت رفتن و در قربانگاه عشق همه وجود خود را به قربانی خدا دادن و از همه چیز خود گذشتن و به آزادی مطلق رسیدن . چه زیباست در راه معشوق تحمل درد و رنج کردن زیر سنگهای...
-
نکته ای از انجیل
28 - آبانماه - 1387 20:13
او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.» در Malachi آیه 3:3 آمده است: این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه...
-
من یا همین قطعه گم شده
27 - آبانماه - 1387 20:33
قطعه گمشده تنها نشسته بود ... منتظر کسی بود تا بیاید و او را با خود ببرد . بعضی با او جور بودند . اما نمی توانست با آنها قل بخورد . با بعضی می توانست قل بخورد . اما با آنها جفت و جور نبود . بعضی هم اصلا چیزی درباره ی جور بودن نمی دانستند . بعضی هم از هیچ چیزی سر در نمی آوردند . . . . با قطعات دیگری هم آشنا شد . بعضی...
-
گل
21 - آبانماه - 1387 13:22
این عکسرو خودم از گل تو خونمون گرفتم آخ که چقدر قشنگه
-
یا امام رضا
18 - آبانماه - 1387 20:23
سلام خدا جون به حق امام رضات که تمام دل خوشیم اینه که یه سفر جور کنم بریم زیارتش به حق اونی که هرچی خواستم از خدا برام گرفته به حق کسی که هر وقت دلم میگیره به عکس ضریحش یه نگاه میکنم یه سلام میدم و اشکام جاری میشه و مطمئن میشم اونم به من نگاه کرده خدا جون همه مریضا مخصوصا ... هر چه سریعتر شفا بده خدا چقدر خدای خوبی...
-
دوست....
16 - آبانماه - 1387 22:14
امروز دوستشو د یدم خیلی دلم براش تنگ شد خیلی خدایا صبر بهم بده بتونم دوریشو تحمل کنم بیش از پیش سپاسگذارم
-
بارون
13 - آبانماه - 1387 20:36
امروز خیس خیس شدم خیلی وقت بود که اینقدر زیر بارون تنهایی راه نرفته بودم ولی... چقدر لذت بخشه و چقدر آرامش بخش خدا جون خیلی دوست دارم به خاطر تک تک دونه های بارونی که به صورتم میزدی سپاسگذارم
-
حتما بخونید بعد بگید شما ۱۲ سال داشتید اینجوری فکر میکردین؟
11 - آبانماه - 1387 20:47
فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی بسم الله الرحمن الرحیم مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت...
-
گل سرخ
11 - آبانماه - 1387 20:38
یه گل سرخ بهم هدیه داد ولی حیف تا خونه پژمرده شد دیگه نتونستم به مادرم هدیش بدم مامانی خیلی ازت ممنونم دوستت دارم خیلی زیاد خدا خیلی ازت ممنونم به خاطر اینکه یه پدر و یه مادر خیلی مهربون بهم هدیه دادی امیدوارم بتونم آنچه را که خواستی در حقشون ادا کنم ولی...... خدا خودت کمکم کن
-
...ایاک نعبد و ایاک نستعین
9 - آبانماه - 1387 22:00
(آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین) انسان که از قوا و میلهای گوناگون تشکیل شده به هر طرفی که میره و توجه میکنه و آن چیز را مطلوب خودش میدونه بالاخره تسلیمش میشه و بنده اون میشه به همین جهت به اندازه تمام میلها و اوهامی که از اینها بر میخیزه معبود میگزیند، گسستن این بند ها آن زمانی میسر میشه که عقل را آزاد کنه و به ربوبیت...
-
حدیث
8 - آبانماه - 1387 20:24
وسواس پرنده ای است که منقارش را در دل آدمیزاد فرو میکند، فقط اگر خدا را یاد کنید، رهایتان می کند و کنار می رود پیامبر اکرم(ص)
-
مترو.....
7 - آبانماه - 1387 21:23
خیلی موقع ها به خیلی چیزا که خیلیا گرفتارشن فکر میکنم اینجوری از ته دل خدا رو شکر میکنم چند وقتیه که توی مسیر رفت و آمدم تنهام و این باعث شده که به خیلی چیزا بیشتر فکر کنم آدما رو با دقت بیشتری ببینم به دردایی که ممکنه داشته باشن فکر میکنم از یه پیر زن رنجور تا یه بچه کوچیک 2 .3 ماهه راستی یه چیز جالب: دیروز تو مترو...
-
من..وتو
5 - آبانماه - 1387 21:58
سلام امروز دوباره دلم خیلی گرفت دلم خیلی هواشو کرد نمیدونم چی میشد ولی همش بغض میکردم سر شام برای اینکه بقیه نفهمن چند بار به بهانه های مختلف رفتم صورتم رو آب زدم آخه خدا جون چی میشد..... ولی باور نمیکنید خودمم اول باورم نشد ولی بعد مطمئن شدم که ما چقدر از خودش دوریم و اون چقدر به ما نزدیکه یه کتابچه ای به دستم رسی که...
-
اگر..........
30 - مهرماه - 1387 17:15
اگر دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تموم آدما از شب و روز خدا خط میزنم اگر دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه ماه روبین همه قسمت میکنم وقتی گاهی من و دل تنها میشیم حرفهای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دو تا خیلی از ندیدنیها رو شنید قصه جدایی ما آدما قصه دوری...
-
بازم یکم فکر....
29 - مهرماه - 1387 20:17
چگونه یک پارادایم شکل می گیرد؟ گروهی از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان موز گذاشتند. هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند. پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند. پس از مدتی دیگر هیچ...