سلام
میخوام از تمام لحظه های تنهاییم بگم
دوست دارین حرفامو بشنوید؟
یه روز که بلند شدم دیدم نه هر کاری بکنم تنها تر میشم ولی ...
نه مثل اینکه یکی خیلی حواسش به منه...
نه ولش کن آدم که کسی رو تا نمیشناسه که نباید بهش محل بده
وای ول کن نیستا
خستم کرد
خوب برو دیگه میخوام یکم تنها باشم
نه مثل اینکه ول کنم نیست
چیکار کنم؟؟؟؟
حدس زدین کی بود
اولین بار اصلا نشناختمش ولی بعدا دیدم چقدر...
حالا الان فکر میکنم منی وجود نداره هرچی هست اونه
من الان تو اون حل شدم
حالا به این رسیدم که واقعا عاشق واقعی اونه
این که ما بعضی موقع ها میگیم که ما عاشقه خداییم یه حرف اشتباهیه
یادمه این موضوع را تو وصیت یه شهید خوندم
سر سفره عید
یادش بخیر
براتون وصیت نامه را میگذارم حتما بخونیدش